سلام خدمت پريناز خانوم
اميد وارم دور از ما حالت خوب باشه
ميخواستم اول بگم که من رمز اين وبلاگ رو داشتم فقط نخواستم دل تو رو بشکنم
خوب بلخره يکي دو تا پيراهن تو اين راه کامپيوتر و اينا بيشتر از شما پاره کردم و، واسم پيدا کردن رمز زياد مشکل نبود
بريم سره حرف خودمون
پريناز خانوم اميد وارم بهم حق بدي در مورد اين حرفام
يه زماني بود ميگفتم پرينازحالم خوب نيست هزار بار قربون صدقم ميرفتي نازمو ميکشيدي
ميگفتم دارم گريه ميکنم ناراحت ميشدي دعوام ميکردي و غيره
الان دارم ميگم پريناز نميتونم دوريتو تحمل کنم چه خاکي کنم به سرم
دارم از دوريت به قرآن قسم آب ميشم دارم ميميرم شب و روزم شده گريه بابا با چه زبوني بگم
اما انگار نه انگار پريناز نميدونم چه جوري بهت ثابت کنم که به خدا دوست دارم به قران دوست دارم
از اين عشق و پسرا نيستم که تو رو واسه سرگرمي يا هرچيزه ديگه بخوام
نميخوام هم تو عذاب بکشي و خودتو فداي کسي کني که دوسش نداري شايد تو ديگه منو دوست نداري
تو با هرکس که باشي خوشبخت باشي من به آرزوم رسيدم من ميخوام تو خوشبخت باشي
حالا چه با من چه بدون من اما من عاشق هستم عاشق دختري به نام پريناز که
که جز اون نميخوام کسي تو زندگيم باشه همه فکرامو کردم شب و روزمو بدون تو به تو و خودم فکر کردم
که واقعا بدون تو نميشه و اگه تو تنهام بذاري واسه من زندگي کردن تو اين دنيا ارزش نداره
نميخوام اين حرفا که ميخوام بزنم بگي مال حرفايه جونيه و اينا
نه من 21 سالمه فکر کنم ميتونم واسه زندگيم تصميم بگيرم
نميخوام تو رو ناراحت کنم من قسم خوردم که يا تو يا هيج کس
اين تصميم اول و آخرمه
ميخوام از تو حرف بشنوم ميخوام بدونم هنوزم هستي يا نه ؟
ببين راحت بگو اصلا هم فکر منو نکن ، من بعد نوشتن اين نامه مدتي چشم انتظار تماس تو هستم
اگر خبري شد که هيچ اگه نشد بهت قول ميدم ديگه منو نبيني چون من ديگه زنده نيستم خودمو راحت ميکنم
پريناز من دوست دارم و هميشه به پاي عشق تو ايستادم و خواهم ايستاد
و اگه باشي که هيچ نباشي هميشه به ياد تو خوام بود و به عشق تو از اين دنيا ميرم
تو رو به خدا سپردمت پريناز
خوشبخت و پايدار باشي
